تبلیغات
دختروپسر های باحال

سلاممممم بر همه ی دوستای گلم

 

خوبید ؟ خوشید؟ سلامتید؟

 

من ش ر م ن د ه ام جدی معذرت میخوام.خیلییییییی وقته نیومدم به کسی سر بزنم

 

اما خب من مقصر نیستم.همش تقصیر این کنکوره

 

من بهمن ماه کنکور دارم برام خیلی دعا کنین.ایشالله واسه قبولیم وبلاگ و میترکونم

 

فقط اومدم بگم که دوستون دارم و به یادتونم

 

شاهینم خوبه بهارم خوبه.بعد کنکور بازم میام فعلا



[ چهارشنبه 25 دی 1392 ] [ 08:26 ب.ظ ] [ شاهین و امید ]

[ نظرات() ]


به سلام بچه های مشتی 

احوالتون؟ مارو نمیبینید حال میکنید  

دیدم این امید داره واس خودش اینجا جولون میده گفتم بیام یه گردو خاکی کنم 

دیگه همســـــــــر داری و هزار دردسر دیــــــگه 

بپرید ادامه مطلب یه عکس افتخاریم گذاشتم حال کنید خخخخ 

ادامه مطلب

[ یکشنبه 17 شهریور 1392 ] [ 08:04 ب.ظ ] [ شاهین و امید ]

[ نظرات() ]


سلام بروبچ چطورین؟؟

چه خبر؟خیلــــــــــی هاتون کم پیدایین جدیدا!!!

بچه ها ببخشید شاهـــــین یه کم این مدت سرش شلوغه

دیگه زن ذلیلـــــــــیه و هزار درد سر

منم گاهی هستم گاهی نیستم

ایشالله بهمن کنــــــــــکور و بدیم راحت شیم بفهمیم زندگی چه خبره

خب بریم ادامه مطلب که مثــــــــــل همیشه!!!

 

 

تــــــــــــــرکوندم


بچه نیاااااااااااااااااا تو د

[ شنبه 9 شهریور 1392 ] [ 02:18 ب.ظ ] [ شاهین و امید ]

[ شاهین نظر نده:))() ]


سلام بر همگی خوبین ایشالله؟

 

دیگه به آخرای ماه رمضون رسیدیم بچه ها واسم خیلی دعا کنید

 

امسال من کنکور ارشــــــــــــد دارماااااااا داداشتون داره مهـــــــــــندس میشه

 

از این به بعد باید مهنــــــــــــــدس صدام کنین

 

مخصوصا تو شاهــــــــــــین خان!

 

امیدوارم که نماز روزه هاتون قبول باشه

 

راستی آبجی مرضی رتبت چند شد؟

 

شنیدم جوابا اومده !! این طرفا اومدی خبرم کنیااااااااا

 

خب برید ادامه مطلب که ترکوندم

 


ادامه مطلب

[ جمعه 11 مرداد 1392 ] [ 07:41 ب.ظ ] [ شاهین و امید ]

[ نظرات() ]


این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ شنبه 15 تیر 1392 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ شاهین و امید ]

[ نظرات() ]


سلام به برو بچ مشتی  حال و احوال؟؟؟ 

خب یه سری حرفا زده شد بحث ..فحش کشی .. مورد نداره شما به بزرگیتون ببخشید 

پیشنهاد میکنم این پستو فقط خودش بخونه  


هیــــــــــــــــــــــــس فقط خودت بیا ادامه مطلب !!



ادامه مطلب

[ دوشنبه 10 تیر 1392 ] [ 12:31 ق.ظ ] [ شاهین و امید ]

[ نظرات() ]


سلـــــــــــام بروبچ چطـــــــورین؟ببخشید بچه ها اگه این وسط من یا شاهین بد دهنی کردیم

آخه این آشغال 000 زیاد اَر زد گفتم جلوش علـــــــف بندازم ..


 ببین آشغال تا دلت میخواد ار بزن دیگه علفام تموم شد


خب اینم از این بروبچ برین ادامه حالیشوو ببرین.راستی آبجی مرضی کنکور داد؟

یکی بهم خبرشو بده هاااااااا!!!!

 


ادامه مطلب

[ شنبه 8 تیر 1392 ] [ 07:52 ب.ظ ] [ شاهین و امید ]

[ نظرات() ]


سلام .. خوبین بچه ها؟ ببخشید که من این مدت رو نبودم .. خیلی درگیری داشتم

البته دیدم امید فضولی کرده یه چیزایی گفته ولی خب شما که غریبه نیستید!

 عین رفیقای خودم هستید.. جدی میگما! بعضیاتون انقد با مرامین که من واقعا شرمنده میشم!

تو مدتی که نبودم خیلیاتون حال مارو پرسیده بودین .. از همینجا باید بگم خیلی چاکــــــــــرم.

خب راستش منو ساناز از هم جدا شدیم و من باز با بهارمم یه زندگیه تازرو شروع کردم

دیگه خیلی چیزا عوض شده ..!! هرچند برای اینکه به اینجا برسم خیلی سختی کشیدم

چشمم روی خیلی چیزا بستم .. خیلی چیزارو از دست دادم .. خدایی نمیخوام فاز نصیحت بردارما

اما تو انتخاباتون دقت کنید بعضی وقتا یه تصمیم گیری اشتباه از روی لجبازی میتونه زندگیتونو نابود کنه

هم زندگی خودتون هم بقیه! حالا درکل هیچوقت تو عصبانیت تصمیم نگیرید..این یه تجربه شخصیه ...!!

خب دیگه زیاد وقتتونو نمیگیرم !   بنا به درخواست مکرر شما عزیزان

 یه ســــــــــورپــــــــــــــــرایـــــــــــــــــز دارم واستـــــــــــــون تـــــــــــــــــــــــــــــــــــوپ

برید ادامه مطلب ببینید!!


خخخخخخخخخخ




ادامه مطلب

[ سه شنبه 4 تیر 1392 ] [ 11:51 ق.ظ ] [ شاهین و امید ]

[ نظرات() ]


سلام بچه ها!!!ببخشید شرمنده غلـــــط کردم آقا اصلا من گ... خوردم

ببخشید میدونم بی معرفتــــــــم اما به خدا هم من هم شاهین گرفتار بودیم

همچیو براتون توضیح میدم..

من که این مدت امتحــــان داشتم و تازه امتحانام تموم شده

در مدت قبل هم

یه کم در گیری داشتم از اونورم ک شاهینو...

یعنی هر چی میکشم سر این شاهینه

هیچی دیگه شاهین آقاهم (همون مرد دو زنه)

تصمیم گرفت با بهار باشه...حالا چرا؟بهتون میگم البته شاهین گفت نگو

ولی من میگم

بهار با شاهین نافرم بحثشون شد بهارم زد و خودکشی کرد

شاهینم رفت بیمارستان پیش بهار و سانازم ک ماجرا رو فهمید

حلقه رو پس داد و رفت البتهه ب همین راحتی ها هم نرفت

بعد از یه عالمه جنجال از هم جدا شدن

بیچاره ساناز...

حالا بازم برگشتیم سر خونه ی اول...البته من خیلی خلاصه گفتم اینارو

میدونم اگه شاهین بفهمه من اینارو گفتم کلم کندس

خدا به دادم برسه

امیدوارم منو بخشیده باشید

دیگه اومدم ب جونه شاهین دیگه هم نمیرم

کل وبلاگم ترکوندم همشم سلیقه ی خودمه حالا جونه من سلیقه ی من بهتره یا شاهین؟؟



[ دوشنبه 20 خرداد 1392 ] [ 08:15 ب.ظ ] [ شاهین و امید ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه